آنچنان خستهام
كه
وقتي تشنهام
با چشمهاي بسته
فنجان را كج ميكنم
و آب مينوشم
آخر اگر كه چشم بگشايم
فنجاني آنجا نيست
خستهتر از آنام
كه راه بيفتم
تا برايِ خود چاي آماده سازم (كنم)
آنچنان بيدارم
كه ميبوسمت
و نوازشت ميكنم
و سخنانت را ميشنوم
و پسِ هر جرعه
با تو سخن ميگويم
و بيدارتر از آنَم
كه چشم بگشايم
و بخواهم تو را ببينم
و ببينم
كه تو نيستي
در كنارم.
"" اريش فريد (شاعر معاصر اتريش)""
پ ن:
۱.مترجم:ترجمة: ا. آ. بت آرا
۲.سخت ترین کار دنیا شناخت آدمی است که رو به تو ایستاده و با تو صحبت می کند.من که چند بار رودست خورده ام...
۳.خیالات باطل ممنوع!
۴.کلا از شعرهای رمانتیک خوشم می آید!!